Written by Ehsan
|
19 July 2011
جمعه ای که گذشت , جمعه ی متفاوتی بود ...
با باقی بچه های کست قرار شد بیاییم که استدیو جدید رو آماده کنیم . از آنجایی که دورنمای ذهنی همه ما مدیریت این جریان بود و قرار نبود دست به سیاه و سفید بزنیم , کلی خودمون رو خوشتیپ کردیم , منتها وقتی رسیدیم با یک صحنه ی کاملا غریب روبرو شدیم ( من حتی یاشار رو تو خواب هم بدون کراوات ندیده بودم ) , یاشار با زیرشلواری آبی کمرنگ ! ( زیرشلواری هایی که معمولا پای باباها میبینیم ) و زیر پیراهنی , نفر اول حاضر در میدان بود.
اول همه فکر کردیم که شوخیه و دوربین مخفی اما در ادامه فهمیدیم که نه خیر این لباس رزم امروز است و قرار است مقادیری { بیب } حمالی کنیم

\
همونطور که میبینید بعد از پنج دقیقه به این شکل در آمدیم . شب تا ساعت پنج صبح تو استدیو بودیم و مثل چی عرق میریختیم ....مگه تموم میشد ! دیگه تو اون شب همه کار کردیم از نقاشی دیوار بگیر تا طی کشیدن ! حتی کارهایی هم کردیم که تو زندگمون هیچ وقت انجام نداده بودیم که جاش نیست اینجا بگیم ! از اونجایی که استدیو باید برای برنامه ی جدی و اعلام خبر ویژه ی 23 جولای آماده می شد مجبور شدیم شنبه هم بیاییم که البته هنوز که هنوزه کاملا آماده نشده ...

(این عکسم شبیه کاور فیلما شده ها!!!)
اگر بعضی ها میدونستن واسه سی دقیقه برنامه چقدر مشقت و هزینه و انرژی صرف میشه , این لایک و کامنت ها رو از ما دریغ نمیکردن ...
فعلا که یک میز جدید به من دادن و تصمیماتی اساسی برای آپدیت کردن مرتب این بخش گرفته و ابلاغ شده که حالا خدا آخر عاقبت همه مارو ختم به خیر کنه ...
احسان
سه شنبه 19 جولای 2011